تبليغاتX
..::طرفداران خانواده ارجمند::..
 
   
     
 
 
 

 فیلم "به همین سادگی" به تهیه کنندگی سیدرضا میرکریمی سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش سودای سیمرغ را به خود اختصاص داد.
در بخش بهترین کارگردانی سیمرغ بلورین به "مجید مجیدی" برای کارگردانی فیلم آواز گنجشک ها" رسید و دیپلم افتخار این بخش به "خسرو معصومی" کارگردان فیلم "باد در علفزار می پیچد" اختصاص یافت و در بخش فیلمنامه نیز سیمرغ بلورین به "سیدرضا میرکریمی" و "شادمهر راستین" برای فیلمنامه "به همین سادگی" اهدا شد.
همچنین "هنگامه قاضیانی" بازیگر فیلم به همین سادگی و "امین حیایی" بازیگر فیلم "شب" به ترتیب سیمرغ های بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن و مرد را به خود اختصاص دادند در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد همچنین یک دیپلم افتخار به " شهاب حسینی" بازیگر فیلم "محیا" اهدا شد.
سیمرغ ویژه هیات داوران برای یک عمر دست آورد فنی و هنری به "علیرضا زرین دست" اهدا شد و "حسین جعفریان" برای فیلم "دیوار" سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری را به دست آورد در این بخش کلیپی ویژه زرین دست پخش شد.
در بخش تدوین سیمرغ بلورین به "حسن حسندوست" برای فیلم "آواز گنجشک ها" , در بخش موسیقی متن سیمرغ بلورین به "حسین علیزاده" برای فیلم آواز گنجشک ها , در بخش بهترین صدای فیلم سیمرغ بلورین به "ایرج شهزادی" برای فیلم آتش سبز , در بخش طراحی صحنه و لباس سیمرغ بلورین به "ژیلا مهرجویی" و "شعله نواب تهرانی" برای فیلم "آتش سبز" اهدا شد.
سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه به "حسین طلابیگی" برای فیلم "پرچم های قلعه کاوه" اهدا شد و "سعید ملکان" سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی را برای فیلم "آواز گنجشک ها" دریافت کرد.
"مهتاب نصیرپور" برای بازی در فیلم "فرزند خاک" و "محسن طنابنده" برای بازی در فیلم "استشهادی برای خدا" به ترتیب سیمرغ های بلورین بهترین بازیگر زن و مرد نقش مکمل را دریافت کردند.
همچنین مهندس محمدرضا جعفری جلوه معاون امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لوح سپاس و پلاک طلایی سیمرغ از نگاه ملی را به کارگردان و تهیه کننده فیلم آتش سبز اهدا کرد.
مهندس جعفری جلوه در متن این لوح تصریح کرده است : با کوله باری از تجربه , و فراتر از سه دهه انتظار و نگاه , و فرصت جویی حضور برای پاسخ به نیاز زمان که امروز و اینجا در سینمای ایران سینمایی هویت گرا در لحن , رنگ , زبان , نحوه روایت و بن مایه های شرقی , دینی و ایرانی و بازتاباننده جهان ایرانی در قاب جادویی سینما , یعنی سینمای ملی . او اکنون در جشنواره بیست و ششم در میان ماست, با آتش سبز و دست آوردی شایسته تقدیر و توجه و این لوح سپاس و پلاک طلایی سیمرغ ادای دین سینمای ایران است به او و یار همراهش , استاد "محمدرضا اصلانی" و "قاسم قلی پور".
فیلم "در میان ابرها" به کارگردانی "سید روح الله حجازی" عنوان بهترین فیلم اول جشنواره را به خود اختصاص داد و سیمرغ بلورین این بخش را دریافت کرد.
در بخش بهترین فیلم کوتاه داستانی نیز دو دیپلم افتخار به "چاوش" ساخته "فرخ حنیفه نژاد زیبایی" و "در خانه ما" ساخته "مریم کشکولی نیا" اهدا شد و سیمرغ بلورین این بخش به فیلم "بومرنگ" ساخته "داریوش غریب زاده" اختصاص یافت .
در بخش چشم واقعیت فیلم "ترانه اندوهگین کوهستان" به کارگردانی "حامد خسروی" سیمرغ بلورین بهترین مستند کوتاه را دریافت کرد و در این بخش سه دیپلم افتخار به شرح ذیل اهدا شد:
دیپلم افتخار برای نگارش گفتار متن فیلم به "روز حادثه" ساخته "محمدعلی فارسی" , دیپلم افتخار برای پژوهش علمی و فرهنگی برای فیلم "روشنان" ساخته "محسن رمضان زاده" , دیپلم افتخار برای نوآوری و تجربه جدید و ترکیب خلاقانه مستند و پویانمایی برای فیلم "سیانوزه" ساخته "رخساره قائم مقامی" .
در بخش مستندهای بلند نیز سیمرغ بلورین به فیلم "تینار" به کارگردانی "مهدی منیری" اهدا شد و دیپلم افتخار به فیلم "هفت رخ فرخ ایران" به کارگردانی "فرزین رضائیان" برای تهیه فیلمی موثر از فرهنگ و تاریخ غنی ایران اختصاص یافت.

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 بازیگران "محیا" در نقش‌های خود کلیشه شده‌اند

نشست پرسش و پاسخ عوامل فیلم سینمایی "محیا" ساخته اکبر خواجویی عصر امروز با حضور کارگردان، مجید سعیدی، حامد رضی، مهران خواجویی، الهام حمیدی، مهسا کرامتی و برزو ارجمند در سینما صحرا برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، خواجویی در ابتدای این نشست گفت: "16 سال از سینما دور بودم و البته در این فاصله در تلویزیون کار می‌کردم. قصه "محیا" سال 81 توسط افسانه قاسمی در قالب طرحی به ما ارائه شد و من از آن استقبال کردم. وی فیلمنامه‌ای نوشته بود که من در آن جز آشنایی جاوید و محیا بقیه قصه را تغییر دادم. حدود چهار سال فیلمنامه را نوشتم و بازنویسی کردم."

جمیدی بازیگر "محیا" هم گفت: "روزی که کارگردان از من دعوت کرد نقش محیا را بازی کنم یک چیزهایی درباره این شخصیت شنیده بودم و وقتی فیلمنامه را خواندم متوجه تفاوت این نقش شدم. برای بازی در این نقش چند بار به غسالخانه رفتم و دیدم مرده ‌شورها با آدم‌های عادی فرق ندارند. یک هفته که آنجا بودم متوجه شدم اکثر مرده‌‌شورها خانم‌های جوان و باسوادند."

در ادامه برزو ارجمند در مورد بازی‌های تکراری خود گفت: "من پیشنهاد بهتر ندارم. متأسفانه در ایران وقتی یک بازیگر در نقشی جا می‌‌افتد همه پیشنهادها یکنواخت می‌شود. من برخی نقش‌هایی را که بازی می‌‌کنم به خاطر حرفه بازیگری است و برخی دیگر مانند "ساعت شنی" را برای دلم بازی می‌‌کنم."

سعیدی دیگر بازیگر "محیا" درباره آشنایی خود با کارگردان گفت: "من با خواجویی سال 86 در مجموعه "کهنه‌سوار" آشنا شدم. در مورد "محیا" هم از همان ابتدا کارگردان به من گفت یک شخصیت به نام کرم در فیلم هست که تو باید آن را بازی کنی. البته سعی کردم این شخصیت تبدیل به تیپ نشود."

حمیدی در ادامه درباره نقش‌های مثبت همیشگی خود گفت: "برخی معتقدند به خاطر چهره ام باید نقش مثبت بازی کنم. من هم سعی می‌کنم اگر همه نقش‌ها مثبت هستند بین آنها تفکیک ایجاد کنم. من هم مانند هر بازیگری دوست دارم بازی در نقش‌های متفاوت را تجربه کنم."

منبع: مهر نیوز

عکسهای زیر تصاویری از حضور عوامل فیلم سینمایی "محیا" از جمله  آقای برزو ارجمند, خانمها الهام حمیدی و مهسا کرامتی و کارگردان این فیلم سینمایی آقای اکبر خواجوی است. این فیلم سینمایی در بیست و ششمین جشنواره  توانسته است نامزد دریافت دو جایزه ی بهترين بازيگر نقش اول مرد (شهاب حسينی) و  بهترين بازيگر زن نقش مكمل (مريم بوبانی) شود.

    

    

    

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 كارگردان مجموعه تلويزيونی «پريدخت» گفت: بخشی از انتقادات وارده به اين سريال را می پذيرم و اين به دليل فرصت كوتاه نويسنده برای آماده سازی متن كار بود.
سامان مقدم درباره انتقاداتی كه به ساختار فيلمنامه «پريدخت» می‌شود و اينكه ساختار كلی فيلم نامه انسجام كافی را نداشت،گفت:بخشی از اين انتقادات را می پذيريم واين به دليل فرصت كوتاه نويسنده برای آماده سازی متن كار بود.متاسفانه تقسيم برای ساخت و توليد سريال‌های مناسبتی يكی دو ماه قبل از آن مناسبت گرفته می شود كه اساساً اين شكل كار با تعجيلی كه دارد به بخشی از اجرای قصه لطمه می‌زند.


وی افزود: ضمن آنكه انتخاب بازيگران اصلی هم در آخرين لحظات پيش از فيلمبرداری بود و ما ناگزير بوديم براساس موقعيت آنها، ظرفيت‌های اصلی قصه را تغيير دهيم. اين تغييرات در روند كلی سريال تاثير گذاشت كه البته امروز از اين بابت بسيار راضی هستم چرا كه قصه تغيير بنيادی داشت و شخصيت ها به اعتقاد من قابل باورتر شدند.
مقدم با بيان اينكه بسياری از انتقاداتی كه به پريدخت می‌شود به عادت بينندگان تلويزيون بر می‌گردد، ادامه داد:بسياری از اين انتقادها كه به آن اشاره شد به ترتيب ذهنی و عادت تماشاگرها بر می گردد كه در اين سال‌ها به يك نوع قصه گويی پرحاشيه در سريالها عادت كردند. به نظر من اسم اين كار پرداخت عجولانه نيست، پرداخت موجز است. انگار بيننده‌ها دوست دارند قصه‌ها را پرحاشيه با داستانهای مرئی و ريتم كُند ببينند، چيزی كه ما اصلاً آن را نمی‌خواستيم.
سامان مقدم درباره ايرادات فنی كار و پرش هايی كه به تكرار در كار ديده می‌شد هم، گفت:در بعضي از قسمت‌ها متاسفانه اين تصور را ايجاد كرده بود كه پريدخت دچار مميزی شده است‌. اما پريدخت بی هيچ حاشيه و دردسری مرحله بازبينی را طی كرد و با كمترين تغيير به مرحله پخش رسيد.
وی تصريح كرد:تكرار چندين نما و احتمالاً يكی دو پرش اشتباهات تكنيكی بود كه به دليل تعجيل گروه در رساندن كپی به تلويزيون اتفاق افتاد، كه به نظرم اين چند خطا برای گروهی كه بيش از 15 ساعت در طول شبانه روز كار می‌كردند قابل چشم پوشی است.
وی درباره شعاری بودن سخنرانی آخر سيد عزيز در تكيه نادرخان كه بيشترين پيام سريال را داشت گفت:به شعاری بودن حرف‌های سيدعزيز اعتقادی ندارم و آن‌را نمی پذيريم. به نظر من اين بخش كاملاً در خدمت قصه بود و پرش‌هايی كه در سخنرانی ديده می شد به دليل شيوه مونتاژ و انتخاب تدوينگر بود كه ظاهراً ايشان به جامپ كات علاقه زيادی دارند.
سامان مقدم در ادامه افزود: پريدخت تجربه‌ای بود از يك گروه حرفه‌ای كه به قصه اعتقاد داشتند و عاشقانه با ما همراه شدند، ماه محرم هم حس و حال خود را دارد كه بی ترديد در روحيه جمعی گروه هم تاثير زيادی داشت.
سامان مقدم درباره يكی ديگر از انتقادات مطرح كه زمان 20 سال بعد را نشان می‌داد در حالی كه در واقع 26 سال بعد بوده است هم گفت:اين اشتباه را می‌پذيرم و برای تماشاچيان باهوش و نكته سنج احترام قائلم.
وی گفت: متأسفم كه فرصت بيشتری برای پرداخت به مشكلات و سوالات شما ندارم اما از حمايت‌های رامين عباسی زاده و آقای سيفی آزاد و همچنين از پشتگرمی‌ها و حمايت‌های آقای فرجی مدير شبكه دو تشكر می كنم كه بی‌ترديد بدون حمايت‌های ايشان اجرای همين هم ميّسر نبود.
سامان مقدم همچنين درباره بازی ليلا حاتمی كه موجب انتقادهای زيادی شده است هم گفت: من به اين انتقادها اعتقاد ندارم و از بازی ليلا حاتمی دفاع می كنم. پريدخت اصولاً نقش كم‌حرفی بود و اين سكوت و اين نگاه‌ها مختص چنين نقشی بود و همان چيزی بود كه من می‌خواستم. به نظر من ليلا حاتمی اجرای فوق العاده‌ای داشت، ممكن است تماشاگر عادت ديگری داشته باشد. ولی اين عادت نمی تواند دليل قابل‌قبولی برای اين انتقادها باشد.
 
  
 
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
   فيلم‌ سينمايي "دوشيزه باران" به‌كارگرداني محمد علي سليمانتاش كه اين روزها موسيقي آن توسط "رضا روحاني" ساخته مي‌شود، براي حضور در جشنواره‌ي فيلم فجر آماده مي‌شود.
اين فيلم كه به تهيه‌كنندگي جهانگير كوثري ساخته شده است در بخشي از داستان آن آمده است:

پسري به‌نام "سام" در سال آخر دانشگاه و در حال ارايه پايان‌نامه است كه در اين ميان خانمي را مي‌بيند كه بعدا كه پيگيري مي‌كند متوجه مي‌شود كه "آناهيتا" دختر كوروش كبير است كه در قالبهاي مختلف با روحش مواجه مي‌شود.

در "دوشيزه باران"؛ فريد بهنام، خسرو شكيبايي، جمشيد مشايخي، رامتين خداپناهي، اميرحسين مدرس، مارال فرجاد، چكامه چمن‌ماه،‌ فخرالدين صديق شريف، شيوا خنياگر، مهران رجبي، زهره صبور فكور، انوشيروان ارجمند به‌ايفا نقش مي‌پردازند.

ساير عواملي كه در اين پروژه همكاري دارند عبارتند از: مدير فيلم‌برداري: هوشنگ غفوري، صدابردار: محمود سماك‌باشي، طراح چهره‌پردازي: سمير بخشي، طراح صحنه‌ولباس: شهريار كلهر، مدير توليد: فريدون بخشايش ، عكاس: صبا سياه‌پوش، منشي صحنه: هنگامه فرازمند، سرمايه‌گذار: فريد بهنام است.
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 

 

 محمدحسین لطیفی مجموعه تلویزیونی "نزدبامی بر آسمان" را 22 بهمن در شهرک سینمایی غزالی کلید می‌زند.علی غفاری مدیر تولید و مجری طرح پروژه به خبرنگار مهر گفت: "مجموعه "نردبامی بر آسمان" روایتگر زندگی غیاث‌الدین جمشید کاشانی ریاضیدان و منجم شهیر ایرانی است و نقش او را وحید جلیلوند بازی می‌کند. حامد عنقا فیلمنامه مجموعه را بر مبنای طرحی از لطیفی، سیدسعید رحمانی و خودش نوشته است."

وی در ادامه افزود: "در این مجموعه فرامرز قریبیان، اکبر عبدی، داریوش کاردان، انوشیروان ارجمند، محمدرضا داودنژاد، عباس امیری، شبنم قلی‌خانی، کمند امیرسلیمانی، برزو ارجمند، شهرام قائدی، علیرضا کمالی‌نژاد، زهرا سعیدی، مجید یاسر، صدرا حجازی، خشایار راد، امیر زمستانی، نعیمه نظامدوست، علیرضا مظفری، بهار ارجمند و مهدی عطاران بازی می‌کنند."
 
عوامل تولید "نردبامی بر آسمان" عبارتند از ابراهیم غفوری مدیر تصویربرداری، ایرج رامین‌فر مدیر هنری، محسن بابایی طراح چهر‌ه‌پردازی، یعقوب غفاری دستیار کارگردان، امیرعباس لطیفی برنامه‌ریز، سیامک نیازی صدابردار، ندا قائدی منشی صحنه، ابراهیم علی‌اکبری مدیر اداری و مالی، حسین مسروری مدیر صحنه، فرشید آذری استوری‌بورد، سیدمرتضی و سیدعلی خیرالله آکسسوار و کبری بختیاری مسئول هنروران
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 
 محیا
سوداي سيمرغ ( مسابقه سينماي ايران)


كارگردان : اکبر خواجوئی
 تهيه کننده : اکبر خواجوئی

فیلمنامه‌نویس: اکبر خواجوئی
صدابردار: بهروز عابدینی
صداگذار: حامد رضی
طراح صحنه و لباس: شهرام قدیری فرد
چهره پرداز: پارمیس زند
جلوه های ویژه: ـــــ
فیلمبردار: محسن ذوالانوار
تدوینگر: مهران خواجوئی
موسیقی: بهرام دهقانیار
مدیر تولید: داریوش بابائیان
بازیگران:
شهاب حسینی - الهام حمیدی - بروز ارجمند - آزیتا حاجیان - مجید سعیدی - مهسا کرامتی - مریم بوبانی - نقی سیف جمالی - مرضیه خوش‌تراش - انوشیروان ارجمند  ۱۰۳ دقیقه

خلاصه فيلم: جاوید به محیا علاقه مند می شود اما ایجاد موانعی آنها را درگیر مشکلاتی می کند.
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
   دوستان سلام. امروز یک شعر زیبا از دوستان گلم پارسا و پارمیس عزیز به دستم رسید که در مورد سریال "ساعت شنی" سرودند. دوست داشتم شما هم آن را بخوانید. بازم بابت سرودن این شعر برای وبلاگ از این عزیزان سپاسگذارم...

دردی درون جامعه از بیکران ها خفته بود

آگاه مردی بی ریا درد جهان را گفته بود

شور و شر بازیگران این پرده غم را شکست

بر قلب هر مرد و زنی صدها غم و ماتم نشست

از خواهرانی که ز فقر صدها شکنجه دیده اند

از مایه دارانی که بر ، این مردمان خندیده اند

از رنج و در جامعه ، از سوز و ساز مردمان

از گریه های بی امان ، از خودفروشی زنان

این درد ها در جعبه ای بر مردمان اظهار شد

حتی برای هفته ای, این جعبه هم پربار شد

(منظور از بیت بالا این بود که تلوزیون ما که هیچی نشون نمیده حداقل هفته ای یه بار پر معنی میشد )

ناراضیان بی واهمه ، با چهره های خاصمه

با تیشه های دشمنی ، دادند به شوری خاتمه

(ساعات) ما چون ذره (شن) ،آیند و از دنیا روند

اما همین ساعات کم ، کارند گل زیبا روند

رفتی خدا یار تو باد ای نام تو بهرامیان

گفتی سخن های لطیف بر گوش این ایرانیان

با تشکر پارسا و پارمیس

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 شاید هیچکدام از ما به عنوان یک بیننده معمولی که با علاقه یا بدون علاقه پی گیر داستان سریال ساعت شنی بودیم, با توجه به اینکه شایعات و حقایق زیادی مبنی بر توقف, سانسور و ایرادهای مسئولان می شنیدیم, هیج توقع نداشتیم که این سریال با چنین افتی مواجه شده و در آخر با این شتابزدگی به پایان برسد...

همانگونه که شنیده ایم و خانم آزیتا حاجیان نیز در مصاحبه با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس اشاره کردند, این تیم با انرژی زیاد و روحیه بسیار خوبی کار را آغاز کردند.ساعت شنی یک سریال کاملا با کیفیت و جذاب بود و امتیازات زیادی داشت که آن را از سایر سریالهای تلویزیونی ساخته شده در سالهای اخیر مجزا می کرد. داستانهای متفاوت زندگی تک تک شخصیتها, پرداختن به موضوعات تازه ای مانند رحم جایگزین و بیماری ماهرخ گلستان,حضور بازیگران صاحب نام سینما و تلویزیون و تئاتر, دیالوگهای پخته و سنگین, تامل روی تک تک پلانها و ... همه و همه باعث شدند که "ساعت شنی" با استقبال خوبی رو به رو شود. تک تک بازیگران سعی در ارائه یک بازی متفاوت و به یاد ماندنی داشتند و اینها (حتما) همه به دلیل امید موفقیت این سریال بوده است. بگذارید برای اینکه تاملی روی کیفیت بازیهای بازیگران داشته باشیم آنها را مرور کنیم:

از (مهشید)شروع می کنم.مهرآوه شریفی نیا دختری با استعداد از یک زوج بسیار هنرمند است. محمد رضا شریفی نیا سالهاست که در سینما و تلویزیون فعالیت می کند. آزیتا حاجیان (شاید بهتر است او را "مش دریا" خطاب کنم) مادر این دختر هنرمند بازییهای بسیار زیبایی تا کنون ارائه داده و نقش آفرینی اش در "دبیرستان خضرا" به یاد ماندنی است. سکانسهای درد کشیدن مهشید با وجود محدودیتهای سیمای ایران قابل باور و حقیقی از آب در آمده. گریه اش در قسمت آخر هنگامی که دلیل اصرار برای نگه داشتن بچه را به عمه زهره می گوید کاملا به دل می نشیند. هنگامی که راز مرگ معین برایش فاش می شود و در این باره با مینا به بحث و جدل می پردازد دیدنی است...

رویا نو نهالی (ماهرخ گلستان) که همیشه موفق بوده و بازی چند ثانیه ایش در "خانه ای روی آب" هنوز در خاطر همه هست. او بازی قابل درکی از یک دکتر و از یک بیمار روانی ارائه داد. بخش کوچکی از این نقش اگر قابل باور نبود مسلما به دلیل خلاصه شدن داستان سریال است.توهمات این شخصیت,کلافه و سر در گم بودنش, ادای دیالوگ هایش با دخترک کوچک سریال همه بسیار با تامل کار شده بود. صحنه ای را به خاطر بیاوریم که حامد ( بیژن امکانیان) از ماهرخ به دلیل تصمیم عجولانه اش در رابطه با رحم اجاره ای گله دارد.در این صحنه ماهرخ با صداقت تمام به همسرش می گوید که از اینکه مینا رازی قبول کرده است واسط شود مثل بچه ها ذوق کرده است, هول کرده... و چه زیبا بیان می کند که اگر هر کس در شرایط او بود...( و حرفش را با گفتن "اه" قطع می کند).

 بیژن امکانیان (حامد) که اگر خاطرمان باشد برای بازی در فیلم سینمایی "تقاطع" در جشن دنیای تصویر جایزه دریافت کرد. درست است شخصیت حامد بالا و پایین و کش و قوص زیادی نداشت اما نقش آفرینی آقای امکانیان در قالب یک روزنامه نگاری که همسرش را با همه شرایط سختی که دارد (نازایی و بیماریش) عاشقانه دوست دارد. لازم به یادآوری است که مسلما حامد نیز مانند سایر شخصیتها داستانی برای خود داشته که با سانسورها و خلاصه شدنها به کلی از بین رفته است و ما در پایان دلیل سردی خسرو را با او متوجه نشدیم.

داریوش ارجمند (خسرو) که مسلما بازیگر توانایی است و یکی از ستونهای سینما و تلویزیون را تشکیل می دهد و اصلا برای اوست که در این مکان گرد آمده ایم. نقش آفرینی این هنرمند در آغاز در صحنه های بسیار کمی دیده می شد که به نظر من جذابیت نقش را بیشتر می کرد. مثل همیشه زیبا و با ابهت و بسیار گیرا نقش آفرینی کردند.ناراحتی ها و شادیهای کوچک خسرو را آقای ارجمند بسیار واضح نشان دادند.

آزیتا حاجیان (مش دریا) نقشی متفاوت و در خور توجه را ایفا کرد و تا آنجا که به نظر می رسد بسیار محبوب واقع شده است. او مشخصا تلاش زیادی برای بازی در این نقش کرده است. قسمتهای گریستنش و بحث و جدلش با مهشید کار بسیار زیبایی از آب در آمد.

شهره لرستانی ( قناری) نیز - که مسلما بخشهای زیادی از این شخصیت را ما به دلیل وجود سانسورها ندیده ایم- با وجود همه کم اهمیتی که به این نقش شد اما با توانمندی بسیار نقش اش را ایفا کرد . مطمئنا بازی او در "ساعت شنی" فراموش نخواهد شد.

برزو ارجمند (منوچهر) که در همان اولین قسمت سریال به بیننده فهماند که نقش اش با اکثر نقشهایی که بازی کرده است تفاوت دارد و با بازی قوی اش در اولین حضورش در ساعت شنی و کتک کاری و عذر خواهی اش از مهشید روی دیگری از برزو ارجمند نمایان شد و نشان داد که برزو ارجمند می تواند یک بازیگر توانا در قالب نقشهای جدی هم باشد.

و شایان ذکر است بازیهای خوب سایر نقش آفرینان خانم رویا تیموریان, کمند امیرسلیمانی,پوریا پورسرخ, صدرالدین حجازی در بالا بردن سطح کیفیت این سریال بسیار موثر بوده است...

دوست دارم در نظرسنجی مختصری از شما به عنوان یک بیننده معمولی بپرسم از نظر شما این سریال برنده بود یا بازنده؟

برنده به این دلیل که این سریال اثری از یک کارگردان تازه کار بود و درست زمانی برای پخش به روی آنتن رفت که کارهای کارگردانان بسیار مطرح سینما و تلویزیون به عنوان مثال کیانوش عیاری و ابراهیم حاتمی کیا و ...در حال پخش بود و این موقعیت خوبی برای محک زدن سریالها بود. دلیل دوم سناریوی خوبی بود که برخی از بازیگران این سریال به آن اشاره کرده بودند و آن را دلیل توافقشان برای بازی در این سریال می دانند.امتیاز دیگر حضور بازیگرانی بود که به تعداد تماشاگران این سریال افزود.

بازنده به این دلیل که این سریال با تدوین ها و سانسورهای بیش از حد, شکل کلی خود را از دست داد و برخلاف انتظار همه بینندگانش به شدت ضعیف به پایان رسید...انگار که همه زحمات عوامل به باد رفت...آیا به نظر شما باید به این دلیل آقای بهرامیان و سریالش را شکست خورده پنداشت؟ یا می توان با تفکیک ضعف ها و قوت ها و اینکه عوامل انتظار نداشتند سریال به طرز ناشیانه ای قیچی شود, گفت که این اثر تلویزیونی - به هر حال - کار خوب و مفیدی از آب در آمد یا به عبارتی با همه مشکلاتی که برایش پیش آمد باز هم برنده است؟

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
   دانلود بعضی از فایلهایی رو که درخواست کرده بودید براتون تهیه کردم.لینکها قبلا امتحان شده اند.

  • آهنگ تیتراژ سریال "ساعت شنی":

             فرمت فایل: mp3

            دانلود

  • آهنگ تیتراژ سریال "پریدخت":

            فرمت فایل: mp3

            دانلود

             فرمت فایل: ؟

             کلیپ صاحبدلان

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
     شماره‌ 373 ماهنامه‌ فیلم - بهمن‌ 1386

این شماره از ماهنامه فیلم دو یادداشت درباره ساعت شنی دارد.

عنوان تیتر: بازتاب‌های مجموعه تلویزیونی ساعت شنی

خلاصه ای از این مقاله:

 تعطیل، تعدیل، تحلیل
مهرزاد دانش:
شنبه هشتم دی كه به جای پخش قسمت یازدهم سریال ساعت شنی، برنامه‌ای با عنوان نقد و بررسی این سریال روی آنتن شبكه‌ی اول رفت، كم‌هوش‌ترین مخاطبان نیز می‌توانست حدس بزند كه بین این نقد نابه‌هنگام و اعتراض شورای نظارت بر سازمان صداوسیما كه چند روز قبلش نسبت به سریال مزبور ایراد شده بود ارتباط وجود دارد. آن زمان بسیاری از مخاطبان، با توجه به رویه‌های قبلی مسئولان سیما در تعدیل و تعطیل موارد مشابه، پخش برنامه‌ی نقد را دلالتی بر توقف سریال ساعت شنی دانستند و انتظار داشتند كه دوشنبه دهم دی سریال پخش نشود، اما قسمت یازدهم پخش شد و همان روز گفته‌های رییس سازمان صداوسیما نیز در رسانه‌ها منتشر شد كه دال بر تداوم سیاست‌های جدید این سازمان در بررسی جدی‌تر مسایل كم‌تر مطرح‌شده بود. گرچه آن برنامه‌ی نقد می‌توانست با حضور چهره‌های متخصص در زمینه‌ی سینما و تلویزیون، شكل جامع‌تر به خود بگیرد و صرفاً در قالب ایراد و پاسخ بین یك نماینده‌ی مجلس و یك مدیر تلویزیونی نباشد، اما همین نیز نشان می‌دهد كه مسئولان سیما، با وجود فشارها و انتقادهای شدید بیرونی، تا آن‌جا كه امكانات‌شان اجازه می‌دهد، از محدوده‌ی رسانه‌ای و سرگرمی‌سازی خود دفاع می‌كنند و...

برای خواندن ادامه این مقاله لطفا ماهنامه را خریداری فرمایید.

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
   بیایید امشب را جشن بگیرید... جشن گرفتن هم دارد...زحمت چندین ماه تلاش عوامل و کارگردانی به این خلاقی و بازیگران همه بر باد رفت...سوت بزنید...شادی کنید. از دست این سریال هم راحت شدید.

ما که می دانیم منظور از اینهمه تغییر و تحول در مسیر پخش این سریال چیست؟می دانیم چرا برای آغاز پخش این سریال تصمیم گرفته شد تا در هفته سه روز پخش شود تا زودتر شروع نشده تمام شود و زیاد بین مردم گرد و خاک به پا نکند... دو هفته نگذشته بود که به دلیل داشتن برنامه های بسیار متنوع و مناسبتی ماه محرم, پخش این سریال به روال عادی "یک روز در هفته" بازگشت و تکرار این سریال نیز از لیست برنامه های شبکه اول حذف شد. و بهانه جدید, صف  طولانی برنامه های گوناگون و رنگارنگ به مناسبت دهه فجر است که باعث شد "ساعت شنی" برای همیشه و کلا قیچی شود...!

بگذارید جامعه فهیم ایران از معضلات کشور خبردار نشوند...بگذارید همیشه در بی خبری به سر ببرند. چرا باید همه چیز را بدانند؟ به چه کارشان می آید؟ منتقدان و مسئولان عزیز! شما همچنان به شادی و پایکوبیتان بپردازید و ما همچنان پی گیر معضلات جامعه خواهیم بود...

حرفی نمانده که بزنیم....چه بگوییم؟...به که بگوییم؟

فقط می توانم از طرف وبلاگ "طرفداران خانواده ارجمند" و همه طرفداران این دو هنرمند که در این سریال نقش آفرینی کردند و کسانی که "ساعت شنی" را قبول داشتند به همه عوامل خسته نباشیدی با چاشنی آفرین بگویم. و از طرف نمی دانم چه کسی(!!) از عوامل سریال "ساعت شنی" به خاطر نقدهای بی مورد و تضعیف روحیه شان عذر خواهی کنم...

آقای بهرامیان! شاید راه عبور شن های ساعت شنی شما را به دلایلی گشاد کردند تا زودتر زمان موعود فرا برسد.تا ساعتی دیگر!!!!!

خسته نباشید و به امید یک دیدار دیگر

 

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 خبرگزاری فارس: «آزيتا حاجيان» بازيگر نقش متفاوت «مش دريا» در سريال «ساعت شنی» می گويد بايد ياد بگيريم كه خوراك فرهنگی گروه سنی كودك، نوجوان، ميانسال و سالخورده فرق می‌كند.

آزيتا حاجيان بازيگر نقش مش دريا در سريال «ساعت شنی» در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره اين نقش و دليل پذيرفتن آن، گفت: اين نقش را برای اينكه هم سريال سناريوی زيبايی داشت و هم نقش مش دريا بسيار خوب بود و من آن را دوست داشتم، پذيرفتم. در مرحله نگارش «مش دريا» كاملا شخصيت‌پردازی و ساختار آن مشخص شده بود، فقط بايد كمی آرايش و پيرايش می‌شد كه آن هم انجام شد و به اين مرحله كه در حال حاضر ميیبينيد رسيد.

لهجه‌ای كه «مش دريا» با آن حرف می زند
----------------------------------------------------
وی درباره لهجه‌ای كه «مش دريا» با آن حرف می زند به فارس گفت: اين شخصيت به زبان لری حرف می زند و خودم آن را انتخاب كردم چون بر آن تسلط داشتم. البته در ابتدا كامل نبود. يك پس‌زمينه داشتم و بعد فكر كردم كه وقتی قرار است يك نقش را با همين لهجه ارائه بكنيم بايد خيلی رويش متمركز شوم و الان كه به آن نگاه می‌كنم، می‌بينم از لحاظ شنيداری كاملا طبيعي و واقعي شده است.شخصيت مش دريا هم يك بازی خيلی خاص و شخصيت خاص داشت و هم لهجه‌اش بايد آن طور كه شايسته بود درمی آمد چون من دوست داشتم لهجه اين شخصيت به دل آدمهايی كه آن لهجه را دارند، بنشيند.
آزيتا حاجيان در ادامه درباره علت مرد نمايی اين شخصيت نيز گفت: وقتی مش دريا تظاهر به مردانگی را انتخاب مي‌كند، از زنانگی اش حمايت می كند و به‌دنبال دور از دسترس و دور از تعرض نگه داشتن جنسيت خود است. مش دريا سعی می‌كند كه با جنسيت مردانه در جامعه حضور پيدا كند، چون از نگاه او مرد در جامعه شرايط امن‌تری دارد، به خصوص اين كه مش دريا يك فالوده فروش و يك زن دوره‌گرد است و قطعا با مردهایی سر و كار دارد و همكار است كه اگر بفهمند او زن است، به هر حال دردسرهایی برايش ايجاد می‌كنند. در كل نوعی عدم امنيت در شكل زن بودن مش دريا وجود دارد كه در شكل مردانه‌اش آن عدم امنيت را ديگر ندارد يا حداقل برايش كمتر اتفاق می‌افتد.

وی افزود: اگر سكانس‌های مش دريا حذف نشود، مشخص می‌شود كه چه روزگاری داشته و از كجا به كجا رسيده است. او حرفه فالوده‌فروشی را از اوايل جوانی برای اينكه بتواند خودش بعد از مرگ پدرش خرج خود را در بياورد انتخاب و ياد گرفته و بعد همين شغل را ادامه داده و كارهای ديگری را كه بلد بوده، بنا به دلايلی كنار گذاشته است.

شير بی يال و دم و اشكم
-----------------------------------
وی در ادامه درباره علت حساسيت‌ها روی سريال ساعت شنی و حذف بخش‌هايی از اين مجموعه گفت: من تمام وحشتم از اين است كه اين همه كار و زحمت با اين مميزی ها يكدفعه سريال را به شير بی‌يال و دم و كوپال تبديل كند، اين سريال با يك انرژی زياد شروع به زدن حرف‌هايش كرد و با مهارت‌های دراماتيكی كه به كار گرفته بود، مخاطب خود را جذب كرد. حالا كه به وسط ماجراها و به گره‌های اصلی رسيده‌ايم و قرار است گره‌گشايی‌ها صورت بگيرد، سريال بی سرو ته می‌‌شود و يكدفعه مردم می گويند ای بابا اين سريال هم كه مزخرف از آب درآمد. مثل اينكه وانی پر از آب كنيم و يكدفعه درش را بردايم و آب‌ها هدر برود.
حاجيان ادامه داد: «ساعت شنی» در حال رفتن به اين سمت است، يعنی حتی در مضمون ممكن است يكسری مشكل به‌وجود بياورد و در بخش گره‌گشايی بدون تشريح گره‌گشايی‌ها انجام شود و برای سريالی كه پر از انرژی است، اين يك خطر است كه يك به يك انرژی‌هايش حذف شوند...
وی گفت: مثلا نقش مهشيد كه يك نقش محوری است تقريبا 2 الی 3 قسمت از كارش حذف شده. بخش‌های مربوط به تنهايی‌هايش، رنج‌هايش، حرف‌هايی كه به بچه‌اش می زند و اينكه چرا تصميم می گيرد كه بچه را نگه دارد و بعد تصميمش عوض می شود كه بايد آن را پس بدهد. شخصيت مهشيد پرداخت‌های بسيار زيبای روحی، روانی بعنوان يك آدم سالم دارد كه به موازات آن بخش‌هايی به‌عنوان يك فرد ناسالم هم داشت كه اصلا بخش سالم حذف شد و آنچه از شخصيت مهشيد باقی مانده، بخش ناسالم آن است! اينها مردم و مخاطبان تلويزيون را گيج می كند.
حاجيان تصريح كرد: حذفيات مجموعه، بازيگر را وادار می كند تا برای مخاطبش ناراحت شود. مخاطب هشيار گيج می‌شود و اعصابش به هم می ريزد. ما عادت كرده‌ايم كه برای حل مسئله صورت مسئله را كلا پاك كنيم.
به گفته وی بحث كاناليزه كردن مسائل اجتماعی در اين مجموعه به‌طور شفاف عنوان می شود و ما عادت داريم عنوان كنيم كه چنين شخصيت‌هایی مانند مينا راضی وجود ندارد، دختری مانند مهشيد در اين سن و سال با اين شرايط بدبخت نيست، دختران و پسران كم سن و سال كه گل و چسب زخم می‌فروشند وجود ندارند، اعتياد، نازايی، روان پريشی و ... وجود ندارد.

بازيگر نقش مش دريا با رد تفسيرهای شبه سياسی در تحليل اين مجموعه و مجموعه‌های مشابه اجتماعی در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: اين سريال قصد ايجاد تزلزل در جايی را ندارد. در نهايت حسن نيت ساخته شده و مرحله به مرحله توسط ناظر كيفي ارزيابی شده است و حالا پس از اين همه هزينه، زحمت و انرژی نگران چه هستيم؟

گمانه‌زنی های هندی درباره پايان ماجرا
-------------------------------------------------
وی درباره حضور خود و دخترش در يك سريال و گمانه‌زنی های برخی از مخاطبان مبنی بر اينكه در انتهای داستان مشخص می‌شود مهشيد دختر مش دريا است، گفت: اصلا چنين چيزی وجود ندارد و جذابيت ماجرا برای انتخاب مهرآوه در نقش مهشيد از طرف من و بقيه اين است كه اين سريال به هيچ وجه شبيه فيلم‌های هندی نيست كه در پايان ماجرا او دختر من از آب درآيد. من و مهراوه دو فرد غريبه هستيم كه من در سريال به او پناه داده‌ام، همانطور كه به افراد زياد ديگری پيش از اين پناه داده‌ام. مش دريا سجايای اخلاقی پسنديده‌ای دارد و در يك مقطع كوتاه دختری را از اينكه زير پل بخوابد و يا با فواحش در توالتهای پارك بخوابد نجات مي‌دهد. مهشيد در اين مقطع حساس از زندگی اش به فردی پناه می‌برد كه علی رغم نداری‌اش آدم درستی است بعد هم تمام می‌شود.

تحليل شخصيت «مش دريا»
---------------------------------
وی در ادامه در توضيح بيشتر شخصيت مش دريا و اينكه چرا او با توجه به عوام بودنش زبان همه مخاطبانش را درك می كند گفت: شخصيت مش دريا می تواند خود را با همه وفق بدهد و ديد بسيار بازی دارد.علت آن هم اين بوده كه پدر اين شخصيت شاهنامه خوان و پرده خوان بوده و مش دريا مرتب با شاهنامه و شخصيت‌های اسطوره‌ای در ارتباط بوده است.در حقيقت از طريق يك جريان فرهنگی، او آدمها، رفتارها و ارتباطات را در سطح عالي و اسطوره‌ای شناخته است.
حاجيان ادامه داد: مش دريا بی‌سواد است ولی يك دانش لدنی دارد كه كاملا مرتبط با جايگاه فرهنگی است كه در آن رشد كرده. اين شخصيت بی‌پول و بدبخت است اما از لحاظ فرهنگی پدری داشته كه به او غنا بخشيده و او كاملا غنی است و جای پای اين جريانات حالا در زندگی اوست. البته اگر بخش‌های مربوط به مش دريا حذف نشود مخاطب بيشتر با شخصيت او آشنا خواهد شد.

وی در ادامه درپاسخ به اين سوال كه در حال حاضر چقدر با مش دريايی كه از تلويزيون پخش می شود ارتباط برقرار كرده گفت: تمام كارها و نقش‌هايم را مانند فرزندم دوست دارم. چون برايشان زحمت كشيده‌ام، غذايشان را داده‌ام، مراقب روح و روانشان بوده‌ام، مواظب ظاهر و باطنشان بوده‌ام، حال در جامعه چگونه رفتار می كنند؟نقش‌هايم را هميشه با اين ديد ديده‌ام و الان هم دلم برای مش دريا تنگ می‌شود. شايد شخصا ايرادهايی به بازی‌ام بگيرم، ولی مردم دوستش داشته‌اند.

بايد رده بندی سنی را در تلويزيون جا بيندازيم
---------------------------------------------------------
وي در پايان درباره اينكه چقدر با تقسيم بندی سريال‌ها برای قشرهای مختلف سنی موافق است، گفت:در دنيا اين اتفاق افتاده است و فكر می‌كنم كم‌كم ما هم بايد ياد بگيريم كه خوراك فرهنگی گروه سنی بچه، نوجوان، ميانسال و سالخورده فرق می‌كند. اما از آنجائيكه بچه‌های ما ياغی و كنجكاو هستند ممكن است اين سريال كاملا جذبشان كند اما بالاخره ما بايد يك روزی شروع كنيم و به فرزندانمان بگويم كه فلان برنامه را فلان گروه برای شما تهيه می كند كه آنقدر جذاب است كه ديگر احتياجی نيست شما اين برنامه را تماشا كنيد. اما همه اين قضايا منوط به اين است كه تغذيه فرهنگی بچه‌های زير 16 سال را واقعا قوی كنيم كه آنها خوراك خودشان را بخورند. اما وقتی خواركی برای بچه‌ها نباشد، آنها به خوراك بزر‌گ‌ترها رجوع می‌كنند و اين دليل نمی‌شود كه ما برای پدر و مادرها خوراك نسازيم. اين يك جريان فرهنگی است كه بايد راه بيفتد و قطعا اول هر جريان فرهنگی كمي چون و چرا وجود دارد.

منبع:فارس نیوز

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
   خبرگزاری فارس: تهيه‌كننده مجموعه تلويزيونی «ساعت شنی» گفت: به دليل پخش ويژه برنامه‌های مربوط به دهه فجر، پخش اين مجموعه دوشنبه به پايان می‌رسد.

رضا شكری در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: آخرين قسمت مجموعه تلويزيونی «ساعت شنی» دوشنبه 8 بهمن ماه روی آنتن می‌رود.
وی درباره علت اين تصميم گفت: دهه مبارك فجر نزديك است و شبكه اول سيما ويژه برنامه‌های بسياری را برای پخش در اين ايام در نظر گرفته است، به همين دليل قرار شد تا آخرين قسمت اين مجموعه زودتر پخش شود تا زمان كافی برای پخش ويژه برنامه‌ها باقی بماند.
وی در ادامه درباره كم شدن تعداد قسمت‌های مجموعه و سانسور بيش از حد آن گفت: صحنه‌های زيادی از مجموعه حذف نشده و دليل كم شدن تعداد قسمت‌ها به خاطر بالا بردن زمان پخش بود و ما در برخی شب‌ها نزديك به دو قسمت از مجموعه را پخش كرديم.

منبع: فارس نیوز

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

برزو ارجمند در صحنه ای از سریال تلویزیونی "نشانی"

 

برزو ارجمند در صحنه ای از سریال مناسبتی " یک وجب خاک"

 

برزو ارجمند در شب چله چلچراغ

 

برزو ارجمند در تمرین والیبال

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 خبرگزاري فارس: تدوين مجموعه تلويزيوني «نشاني» به كارگرداني «رامبد جوان» براي پخش در ايام نوروز 87 آغاز شد.

 

مجيد اوجي كه تهيه كنندگي مجموعه تلويزيوني «نشاني» را بر عهده دارد در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: تدوين مجموعه تلويزيوني «نشاني» توسط «سيامك مهماندوست» آغاز شد.
وي اظهار داشت: موسيقي اين اثر توسط «اميد كرامتي» ساخته مي‌شود و تابه‌حال تصويربرداري مجموعه به نيمه نزديك شده است.

وي افزود: اين مجموعه بايد براي پخش در ايام نوروز 87 آماده شود و ما هم به گونه‌اي برنامه‌ريزي كرده‌ايم كه زمان كم نيايد ولي بارندگي‌هاي اخير و شرايط آب و هوايي، به گونه‌اي شد كه برنامه‌ريزي ما كمي به هم بريزد و براي به‌دست آوردن نظم سابق فشار بيشتري به گروه وارد شد.
وي در ادامه گفت: داوود رشيدي، رامبد جوان، پروانه معصومي، آتنه فقيه نصيري، فقيه سلطاني، فلورا سام، امير حسين صديق، كورش تهامي، برزو ارجمند و پرويز پورحسيني در اين مجموعه كه داستان آن توسط «فلورا سام» نوشته شده بازی مي‌كنند.

وي تصريح كرد: داستان «نشاني» كه در 13 قسمت 45 دقيقه‌اي براي پخش از شبكه دو سيما ساخته مي‌شود، درباره دختري به نام ليلاست كه در پي ورشكستگي شركت عمه‌اش در خارج از كشور به ايران باز مي‌گردد تا صندوقچه عمه خود را كه پنهانش كرده، بيابد.

منبع: فارس نیوز

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 مجموعه «آرزوهاي شيرين» به تلويزيون رسيد

خبرگزاري فارس: پخش مجموعه تلويزيوني «آرزوهاي شيرين» به كارگرداني «سيد وحيد حسيني» از شبكه اول سيما آغاز شد.

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، با به پايان رسيدن 70 درصد از تصويربرداري مجموعه «آرزوهاي شيرين»، پخش آن از شبكه اول آغاز شد.
بنابر اين گزارش،‌ اين مجموعه هرشب ساعت 17:30 از تلويزيون پخش و تكرار آن نيز روز بعد در برنامه خانواده پخش خواهد شد.
«اميرحسين مدرس» تيتراژ اين مجموعه را با شعري از «مهدي اميني» و موسيقي از «اميريل ارجمند» ساخته است.
اين مجموعه تلويزيوني به تهيه‌كنندگي «عليرضا لواساني» و «سيدوحيد حسيني» در 70 قسمت 20 دقيقه‌اي در حال ساخت است و بازيگراني چون آناهيتا همتي، مريم خدارحمي، نيلوفر سجادي، شهرزاد جواهري، فريد قبادي، بيژن بنفشه‌خواه، مريم سعادت، محسن قاضي‌مرادي، ارژنگ اميرفضلي، امير غفارمنش، علي صالحي، جواد عزتي، خشايار راد، حميد كاشاني، غلامرضا نيكخواه وسيروس ميمنت در آن بازي كرده‌اند.
داستان اين مجموعه درباره چهار دوست به نام‌هاي آتوسا، نيلوفر، شادي و مريم است كه براي يافتن شغلي مناسب به هر دري مي‌‌زنند اما اين جست و جو و تلاش در كلانشهري چون تهران باعث اتفاقاتي براي آنها مي‌شود كه ادامه ماجرا را رقم مي زند.

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
   خنده دار است یا غم انگیز نمیدانم...یعنی اصلا مهم نیست که کدامیک از اینها باشد.

مهم این است که انکار می کنند.انکاری واضح به جامعه ای که دروغ زیاد شنیده اند.شاید راست بگویند! کجای این مملکت دکتر یا غیر دکتری پیدا می شود که  به دلیل مشکلات زندگیش بیماری روحی داشته باشد؟ کدام زنی به دلیل مشکلات سرسام آور مالی خود و اعضای خانواده اش دست به کارهای عجیب و خطرناک می زند؟ کدام مردی در ایران معتاد است؟ در ایران نه طلاق وجود دارد نه بهزیستی... کدام مادر ایرانی تنها فرزندش را ترک کرده و برای طی کردن زندگیش به هر کس محتاج می شود؟کودکان آدامس و به قول خانم حاجیان چسب زخم فروش کجا هستند که ما آنها را نمی بینیم؟.... غیر قابل باور است...اصلا وجود نداردتوهم و تخیلی بیش نیست!...این درست داستان آن هری پاتر جادوگر است.دنیای خیالی و دوستان و معلمان خیالی...همه کسانی که در کوچه پس کوچه های دنیای هری پاتر قدم می زنند خیالی اند. درد و رنجشان فقط تخیلی است برای فیلم. جادوگران وجود ندارند درست مثل زنان و مردان این سریال...این برداشت من از  گفته های منتقدان و مسئولانیست که به هر طریق قصد دارند نشان بدهند که این سریال تصویری خراب از جامعه ما در ذهن مردم می سازد.!

جایی مطلبی خواندم که نمونه های بسیارش را به نگراشهای مختلف قبلا خوانده بودم اما این گونه اش بسیار خنده دار بود. در این نقد بسایر کودکانه, نویسنده نوشته بود:" تماشای این سریال را نه فقط به افراد زیر ۱۶ سال بلکه به افراد سن نوح هم توصیه نمی کنم!!" 

خوب است...چه عالی! چه جامعه با اطلاع و فهمیده ای خواهد شد آن جامعه ای که زن یا مرد ۴۵ ساله اش در مورد عشق به فرزند,رحم جایگزین, اعتیاد و....چیزی نداند....من هنوز درست نفهمیده ام کدام موضوع این سریال برای افراد زیر ۱۶ سال (و سن نوح!!!!) توصیه نمی شود؟ اما سخت تر درک آن مشکلی است که مسولین با این سریال دارند؟ چرا کیفیت بالای این سریال را در نظر نمی گیرید؟ چرا استقبال شدید مردم از این سریال را باور نمی کنید؟ چرا با این همه قیچی و ساطور زدن همه قسمتهای این سریال باز هم قصد متوقف کردنش را داشتید؟ چرا فکر می کنید برای مطرح کردن موضوع روزی مثل رحم جایگزین زود است؟ چرا ساخت سریالهایی در باره قرص ایکس و آموزش انواع قتل و سرقت مجاز است؟ سریالهایی ساخته می شود که روشهای مختلف سرقت و آدم کشی و حمل و مخفی کردن مواد مخدر را به مردم می آموزد.اما به ساعت شنی که می رسد دخترهای فراری نباید در سریال باشند...رحم جایگزین و فقر و بدبختی را سانسور می کنند...

 چرا ما همیشه باید در یک مرحله متوقف شویم و وقتی دنیا از ما جلو زد به ما بگویند:" کجای کاری؟"  چرا سینما و سیمای ایران این اجازه را ندارد (یا نمی دهد!) که مسایل و مشکلات روز جامعه به تصویر کشیده شود و همه از آن مطلع شوند...ما که همه می دانیم که جامعه همه این مشکلاتی که در ساعت شنی مطرح شده است را دارد و جای انکار نیست.ما که همه می دانیم مسائلی که "ساعت شنی" سعی در مطرح کردن آن دارد فقط سنگ ریزه ای مقابل کوهی از مشکلات جامه ایران است...چرا انکار کنیم.چرا پنهان کاری کنیم؟ چرا جلوی اینگونه سریالها و آثار را بگیریم؟

البته مهم هم نیست این نقدهای کسل کننده و بی اثر همیشه بوده و برای خیلی از تهیه کنندگان و کارگردانان تازگی ندارد. همانطور که می دانید (ما!) عادت داریم حتی به کارگردانان طنز هم خرده بگیریم...  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 محيا (‌ اكبر خواجویی) در میان فيلم‌های بخش مسابقه‌ی سينمای ايران فجر با "  آتش سبز " ( محمدرضا اصلانی)، " آن مرد آمد " (حميد بهمنی)، " آواز گنجشك‌ها " (مجيد مجيدی)," احضارشدگان " ( آرش معيری)، " استشهادی برای خدا " ( عليرضا امينی)، " انعكاس " (رضا كريمی)، " باد در علفزار می‌پيچيد " (خسرو معصومی)‌، " به همين سادگی " (سيدرضا ميركريمي) ، " پرچم‌های قلعه كاوه " (محمد نوری‌زاده)، " تولدی ديگر " ( عباس رافعی)‌، " جعبه موسيقی " ( فرزاد موتمن)، " حس پنهان " ( مصطفی رزاق كريمی )، " خاك آشنا " ( بهمن فرمان‌آرا)، " خواب زمستانی " ( سيامك شايقی)، " در ميان ابرها" (سيدروح‌اله حجازی)، " ستايش " (محمدرضا رحمانی)، " سهم گمشده " ( حسن نجفی)، " شب " ( رسول صدرعاملی)، " فرزند خاك ( تلخ عين عسل)" ( محمدباشه آهنگر )، " كنعان " ( مانی حقيقی)، " هامون و دريا " (‌ابراهيم فروزش)، " هميشه پای يك زن در ميان است " ( كمال تبريزی) در بخش سوداي سيمرغ رقابت مي‌كند.


خلاصه داستان این فیلم سینمایی از این قرار است که بر سر راه «جاويد» دختری به نام «محيا» پيدا مي شود كه به او دل مي بندد، اما «جاويد» براي رسيدن به «محيا» با مشكلاتی روبرو می شود كه خارج از تصور اوست و «جاويد» را در شرايط غيرقابل باور قرار مي دهد.

 
بازيگران این اثر سینمایی شهاب حسينی، الهام حميدی، آزيتا حاجيان، برزو ارجمند، مجيد سعيدی، مرضيه خوش تراش، مهسا كرامتی، مريم بوبانی و انوشيروان ارجمند می باشند.

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 
نگاهی به مجموعه پریدخت/
"پریدخت"؛ سطحی و شتابزده

وجه بارز و غالب مجموعه تلویزیونی "پریدخت" به کارگردانی سامان مقدم را می‌توان در پرداخت ضعیف و شتابزده آن دانست که سایه سنگین‌اش را تا پایان بر سر مجموعه مناسبتی شبکه دو در ماه محرم حفظ کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، هر چند نگاه به ترکیب بازیگران و تیم حرفه‌ای سازندگان این مجموعه هر مخاطب کنجکاو را به تماشای آن ترغیب می‌کرد، اما شب گذشته با پایان این مجموعه کنجکاوی و علاقه بینندگان تبدیل به حسرتی عمیق شد. تناقض اصلی "پریدخت" درست در جایی شکل گرفت که عنوان این فیلم آغاز می‌شود.

پریدخت که با تاکید فراوان به عنوان شناسنامه این اثر مطرح می‌شود عملا کمترین نقش و سهم را در پیشبرد داستان به صورت فاعل داشته و آنچه بیش از همه کنش‌های متقابل شخصیت‌ها را شکل می‌دهد، تنها پریدختی ساکن، بی‌تاثیر و آرام است. هر چند قصه به دنبال روایت مقاطعی از زندگی زنی زجرکشیده در تاریخ معاصر ایران است، اما نتیجه نه قصه تنهایی و زجرهای او که شرح حال اطرافیان و از همه بیشتر بازی سرنوشت و تقدیر است.

دوربین سامان مقدم تنها علاقمند به ثبت چهره ساکن، معصوم و مظلوم پریدختی دارد که همچون برگی جدامانده از درخت در دست پرتوان باد حالتی معلق پیدا کرده است. سریال پر از صحنه‌های تکراری چهره پریدخت در حالت های گوناگون غم و اندوه و تنهایی است، بی‌آنکه تلاش کنجکاوانه و موشکافانه در شخصیت درونی او داشته باشد. از این رو نمایی که از پریدخت در ذهن مخاطب نقش می‌بندد به شدت کلی و گنگ است.

او حتی حس همذات‌پنداری را نیز در بیننده برنمی‌انگیزد و حتی در برخی سکانس‌ها نتیجه و تاثیری معکوس بر جا می‌گذارد. سکوت و انفعال پریدخت و رها کردن سرنوشت در میان بازوان تقدیر برای زن امروز پذیرفته نیست. پریدخت هر چند قرار است نقطه اصلی شکل‌گیری درام باشد، اما نوع واکنش‌ها و شخصیت‌پردازی‌اش همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد. او شخصیتی کم‌حرف، ساکت، منفعل ، آرام و درونگراست.

این سکوت البته بیش از آنکه نشانگر شخصیت پررمز و راز او باشد، حاصل شخصیت‌پردازی بسیار ضعیف است. پریدخت خود در جایی می‌گوید: "این رخت سیاه همیشه با من باقی خواهد ماند" که حکایت از شخصیت زنی دارد که خود سرنوشت سیاه و محتومش را پذیرفته و بدون کوچکترین اعتراض به آن تن داده است. اینگونه است که شخصیت پریدخت در طول مجموعه نه تنها کوچکترین تغییری نمی‌کند که با گذشت زمان و عبور سال‌ها این ویژگی تسلیم و پذیرش محض در او تقویت می‌شود.

تا جایی که تنها تصویری که مخاطب از پریدخت فعال و تاثیرگذار به خاطر می‌سپرد، فرمان او به فرزندش برای صرف نظر کردن از کشتن نصرت (کامبیز دیرباز) در پایان مجموعه "پریدخت" است. شاید آنچه بیش از هر چیز به این مجموعه لطمه زد فیلمنامه فاقد کشش و جذابیت‌های ویژه و پرداختی ضعیف و شتابزده باشد. در واقع پریدخت قربانی سرنوشت محتوم خود نشد، بلکه اسیر شتابزدگی شد که از آغاز تا پایان همراه آن بود.

شتابزدگی که نمی‌توان آن را حتی به بهانه جرح و تعدیل‌های اعمال شده توجیه کرد. این تعجیل و شتاب که در تار و پود اثر می‌توان نشانه‌های فراوانی از آن یافت، به خوبی در قسمت پایانی مجموعه و به خصوص سکانس آخر آن که می‌توانست جذابترین و تاثیرگذارترین صحنه هم باشد قابل مشاهده است. سکانسی بسیار ضعیف و بی‌محتوا که مخاطب را با بهت و حسرتی بی‌پایان تنها می‌گذارد.

به درستی مشخص نیست که هدف از روایت تاریخی این داستان چیست و چرا سازندگان اثر دنبال روایت قصه بر محمل و بستر تاریخی بوده‌اند. این در حالی است که "پریدخت" حتی در بازسازی فضاهای ایران قدیم نیز چندان موفق عمل نکرده و گویی تنها میراث آن از گذشته، پوشش ظاهری مردم بوده است. دیالوگ‌ها کاملا با گفتمان شفاهی ایران امروز مطابقت دارد و حتی برای لحظه‌ای کوتاه نیز مخاطب را دچار حس نوستالژیک نمی‌کند و این بزرگترین شکست برای یک اثر تاریخی است.

واقعه عاشورا نیز درست همین نقش را در جریان قصه و مجموعه بازی می‌کند. مجموعه‌ای که قرار است نقش مناسبتی را در ایام محرم بازی کند بر بستری روایت می‌شود که واقعه عاشورا و محرم در آن تنها نقشی حاشیه‌ای و سطحی دارد و حضورش تنها در قسمت پایانی اثر خلاصه شده است. هر چند نویسنده تاکید دارد که پریدخت خاطراتی تلخ از این دوران داشته، اما این گریز و تاکید بسیار سطحی و عقیم مانده است.

"پریدخت" قصد دارد همانند نمونه بسیار موفق مشابه ـ "شب دهم" حسن فتحی ـ قیام عاشورا و آگاهی مردم را به محمل اصلی شورش حق علیه ظلم و ستم حاکمان وقت در قسمت آخر تبدیل کند که البته در این گرته‌برداری بسیار ناموفق است و حاصل چیزی جز پایان‌بندی ضعیف و بی‌محتوا نیست. بی‌تردید بخش اعظم این ناکامی در ساختار قصه و روایتی نهفته است که احمد رفیع‌زاده به نگارش درآورده است.

قصه‌ای بدون نقاط اوج و فرود و کشش‌های دراماتیک که لازمه یک ملودرام تاریخی است. هر چند ساختار ملودرام در ساده‌ترین شکل باید به گونه‌ای باشد که با شرح مقدمه (معرفی شخصیت‌ها) و سپس ایجاد گره داستانی آغاز و سرانجام به گره‌گشایی در ایستگاه پایانی منجر شود، اما نوع روایت "پریدخت" در تمام این سه بخش اصلی دچار ضعف و کاستی است. این گونه است که قصه بدون کوچکترین اثر و نشانه از عنصر تعلیق پیش رفته و کششی خاص را در مخاطب برای پیگیری ادامه آن برنمی‌انگیزد.

در طول روایت مخاطب با گره داستانی خاص مواجه نمی‌شود که در ذهن خود دنبال باز کردن آن باشد. به نوعی این مخاطب است که دست نویسنده برایش رو شده و جلوتر از او حوادث داستان را پیش‌بینی می‌کند. حتی بازگشت نصرت و نجات او نیز برای بیننده (که می‌توانست یک شوک باشد) کوچکترین جذابیتی ندارد و تبدیل به یک اتفاق پیش‌پاافتاده می‌شود.

دیالوگ‌های امروزی و در بسیاری موارد ضعیف شخصیت‌ها نیز حس زیادی به کل اثر نبخشیده و فقدان کشش و جذابیت در داستان را پررنگتر جلوه می‌دهد. نویسنده ترجیح می‌دهد در سکانس‌های حساس و مهم به سکوت شخصیت‌هایش اکتفا یا در بهترین حالت به دیالوگی تک‌کلمه‌ای و کوتاه بسنده کند. اینچنین است که سکانس پایانی که می‌توانست بسیار اثرگذار باشد اینگونه با سکوت سه شخصیت مهم و محوری به هدر می‌رود و تماشاگر را با بهت و حسرت به حال خود رها می‌کند.

با همه این اوصاف باید ملودی بسیار زیبا آریا عظیمی‌نژاد را که به خوبی با کلیت اثر هماهنگ شده، ستود. ملودی با حالت‌ها و فضاهای مختلف غم، تنهایی و در بعضی صحنه‌ها شادی به خوبی حس از دست رفته صحنه‌ها و شخصیت ها را به تماشاگر منتقل می‌کند و جور سکانس‌های بصری مجموعه را می‌کشد. اینگونه است که در پایان مجموعه این پریدخت و نام و شخصیت او نیست که در ذهن مخاطب نقش می‌بندد، بلکه موسیقی و آوازی پراحساس است که سالار عقیلی و عظیمی‌نژاد خلق کرده‌اند.

تیتراژ پایانی مجموعه "پریدخت" نیز حاصل خوشفکری و طراحی بدیع و تازه است. چهره پریدخت که ابتدا با لبخندی بر لب و چشمانی خندان در تصویر می‌آید، با آهنگ سوزناک و آواز عقیلی محو و هاله‌ای از غم و اندوه در چهره او پدیدار می‌شود. غم و اندوهی که سرانجام با قطره‌ای اشک حکایت و سرنوشت محتوم پریدخت را به نمایش می‌گذارد.

مجموعه تلویزیونی "پریدخت" به کارگردانی سامان مقدم که شب گذشته به نقطه پایانی رسید، با وجود بهره‌گیری از بازیگران حرفه‌ای و شاخصی چون علی مصفا، داریوش ارجمند، کامبیز دیرباز و البته لیلا حاتمی کلیتی قابل دفاع در کارنامه سازنده‌اش باقی نگذاشت تا همچنان "شب دهم" شاخص‌ترین سریال مناسبتی محرم در این سال‌ها باشد.

منبع : خبرگزاری مهر

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 دوستان سلام.امروز براتون مصاحبه ی مجله خانواده سبز با برزو ارجمند رو گذاشتم که البته قدیمیه. بعضی از مطالبش تکراریه اما خیلیهاش نکته های جالبیه.من این مصاحبه رو تو سایت درنا دات کام پیدا کردم و هر چی می گردم نمی تونم تو خانواده سبز پیداش کنم. بخونید...جالبه. 

ارجمند: در هفتم‌ فروردين‌ماه‌ سال‌ 1354در مشهد مقدس‌ به‌ دنيا آمدم‌، يك‌ خواهركوچكتر از خود به‌ نام‌ (بهاره‌) دارم‌ كه‌ ليسانس‌فلسفه‌ دارد و هم‌اكنون‌ خود را براي‌ فوق‌ليسانس‌آماده‌ مي‌كند.

ارجمند: دو ماه‌ است‌ كه‌ با همسرم‌ كه‌گريمور سينما هستند، ازدواج‌ كرده‌ام‌ و زندگي‌مشترك‌مان‌ را آغاز كرده‌ايم‌.

ارجمند: ليسانس‌ بازيگري‌ام‌ را از دانشگاه‌ آزادگرفتم‌ و اولين‌ كارم‌ هم‌ (باني‌ چاو)، كاري‌ ازاحمدرضا گرشاسبي‌ بود .

خانواده‌ سبز: راستي‌ يك‌ قسمت‌ هم‌ در(شب‌هاي‌ برره‌) بازي‌ كرديد، در مورد اين‌ كارچه‌ مي‌گوييد؟

 

لطفا برای دسترسی به متن کامل روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 پخش مجموعه ساعت شني، باعث شده بازتاب‌هاي شديدي در پي داشته باشد و در اين وادي هر از گاهي شايعاتي مبني بر توقيف اين مجموعه بر سر زبان‌ها بيفتد كه در اين مورد در شماره گذشته به‌طور كامل برايتان نوشتيم، اما چيزي كه در اين بين مشخص است اين كه رياست سازمان، عزت‌ا... ضرغامي حمايت خود را از پخش اين مجموعه اعلام داشت و مقابل تمامي انتقادها ايستاد تا جايي كه با توليد چند ميزگرد و دعوت از كارشناسان و مسولان از اين مجموعه حمايت كرد كه بايد آن را به فال نيك گرفت.ضرغامي نشان داد كه استراتژي كه تلويزيون به دنبالش است به دنبال رويكردهاي جديد مي‌باشد و خط‌مشي او، دكترين رسانه‌اي پيامبر اعظم(ص) است كه مي‌فرمايند: «مومن آينه مومن است». كه جا دارد از مسئولان سازمان و در راس آن دكتر ضرغامي تقدير و تشكر كرد كه به دنبال اطلاع‌رساني براي خانواده‌هاي ايراني مي‌باشند...شكري تهيه‌كننده ساعت شني مي‌گويد: به شخصه از دكتر ضرغامي تشكر مي‌كنم كه مقابل فشارها براي توقيف اين مجموعه ايستادگي كرد تا جايي كه در كنفرانس خبري خود گفت: نگرش ما بر اساس ساختن برنامه‌هايي تاثير‌گذار براي مردم است. شكري مي‌گويد: پخش اين مجموعه احتياج به يك شجاعت مبتني بر تشخيص درست بود كه رييس سازمان داشت كه وي اجازه داد اين مجموعه پخش شود و اين نشان از تفكر باز ايشان نسبت به مسايل اجتماعي موجود در جامعه دارد...
    
    سانسور نكرديم


    من هم قبول دارم كه انتقاد بايد باشد، اگر از كاري انتقاد شود، اين معني را مي‌دهد كه آن اثر را قشرهاي مختلف جامعه مي‌بينند. ما انتظار نداريم كه همه از ساعت شني تعريف كنند، تهيه‌كننده ساعت شني در پاسخ به اين پرسش كه آيا ساعت شني سانسور شده است، مي‌گويد: «به هيچ عنوان سانسور نكرديم و تمامي اين بحث‌ها، شايعه است، ما تنها ديالوگ‌ها را تغيير داديم و آن هم نسبت به حجم بالاي مجموعه بسيار كم است. به ما گفتند در بعضي از سكانس‌ها بهتر است ديالوگ‌ها تغيير پيدا كند و ما هم، همين كار را كرديم، اما سانسور در كار نبود.شكري در ادامه مي‌گويد: ابتدا قرار بود اين مجموعه يك شب در ميان برگزار شود كه به‌خاطر آغاز ماه محرم و سوگواري مردم، تصميم بر اين شد كه فعلا اين مجموعه شنبه‌ها روي آنتن برود.تهيه‌كننده ساعت شني مي‌گويد: به هر حال بايد قبول كرد، يك مجموعه مانند ساعت شني كه بعضي از واقعيات جامعه را بيان مي‌كند، بايد بازتاب‌هايي را هم به دنبال داشته باشد.
    كارگردان نظر نمي‌دهد
    روزي كه براي تهيه گزارش از اين مجموعه به محل تدوين اين مجموعه رفتم، متوجه شدم كه نمي‌توان از بهرام بهراميان كارگردان جوان اين مجموعه حرف گرفت، چرا كه او حاضر نيست به هيچ عنوان در مورد سريال صحبت كند، البته گفتگو‌هايي رد و بدل شد كه به رسم امانت پيش خود نگه داشتيم، آن هم زماني كه ضبط‌صوت خاموش بود، اما آنچه كه متوجه شديم، اين بود كه براي بهراميان تنها نظر مردم مهم است و خوشحال است كه سريالش اين چنين مورد استقبال قرار گرفت. البته بهراميان هم اعتراف كرد كه بعضي از ديالوگ‌ها تغيير كرد و صداگذاري دوباره‌اي روي مجموعه انجام شد، البته بسيار و اندك... به ‌هر حال سازمان به عنوان نهادي كه اين مجموعه را توليد كرد و آن را خريده است، اين حق را دارد كه تغييراتي در اين مجموعه بدهد، اما تا همين حد و هيچ سكانسي از ساعت شني حذف نشده است...
    ساعت شني مشكل پخش ندارد
    يك مقام آگاه در سازمان صدا و سيما كه دوست نداشت نامش فاش شود در اين‌باره به ما گفت: مجموعه ساعت شني به هيچ عنوان مشكل پخش ندارد، وي در ادامه افزود: البته بايد اشاره داشت كه در يك جامعه اسلامي انتظار و توقع اين است كه ما هيچ ناهنجاري اجتماعي نداشته باشيم و هيچ كسي هم از آسيب‌هاي اجتماعي دچار ضرر و زيان نشود. اما زندگي معاصر با توجه به هجمه‌اي كه از سوي دستگاه، تكنولوژي و... به بشر شد، بخشي از اين آسيب‌هاي اجتماعي اجتناب‌ناپذير است كه ناخودآگاه دامنگير جامعه ما هم مي‌شود. حال بايد ديد تمام افراد خانواده با توجه به پايبندي چه به جهت باورهاي ديني وباورهاي ايراني اگر خانواده‌هاي ايراني از همه اين چيزها مطلع باشند بهتر است يا نه؟اين مقام آگاه در ادامه گفت: ما بايد در رسانه يك الگو و سرمشق داشته باشيم و براساس آن تكليفمان بايد مشخص شود كه البته فكر كنم اين‌گونه است... رسالت رسانه‌اي ما هم بايد براساس اين سخن گوهربار باشد يعني ما آينه جامعه‌مان هستيم، ما در آينه چه مي‌بينيم؟ ما در آينه تمام خوبي‌ها، بدي‌ها، تلخي‌ها و شيريني‌ها و فراز و نشيب‌ها را مي‌بينيم، طبيعي است كه اگر بخواهيم به عنوان رسانه، آينه جامعه‌مان باشيم، در واقع موظفيم بسياري از تلخي‌هاي جامعه و آسيب‌هايي كه بسياري از آنان خانمان‌برانداز است را به اطلاع مردم برسانيم، اما خيلي ظريف، علمي و البته جذاب كه تصور مي‌كنم در سريال ساعت شني چنين اتفاقي افتاد...
    
    اطلاع‌رساني بايد باشد
    زماني يك سري از رسانه‌هاي نوشتاري، در رابطه با دختران فراري مي‌نوشتند، شايد در همان زمان، انتقادهايي شد، اما اطلاع‌رساني خوبي در آن مقطع بود... با بيش از 90 درصد از دختران فراري كه با آنان گفتگو شد، آنان بر اين باور بودند كه اگر مي‌دانستند بعد از فرار از خانه چه اتفاقي برايشان مي‌افتد و در چه دامي مي‌افتند، هرگز اين كار را نمي‌كرديم... اين‌گونه اتفاقات، در قالب داستان و سرگذشت در تعدادي از نشريات به چاپ رسيد كه البته آن هم به نوبه خود بازتاب‌هاي شديدي را به دنبال داشت. اما بعدها ديديد كه بر همان مبنا مجموعه «دوران سركشي» هم از تلويزيون پخش شد.
    
    به سود جامعه
    اين مقام آگاه بر اين باور است كه تمامي اين آسيب‌ها بايد دقيق و حساب شده نشان داده شود.وي در مورد اين‌كه چرا نبايد افراد زير 16 سال اين مجموعه را ببينند، گفت اين فيلم به نوبه خود كار جديدي در حيطه برنامه‌سازي بود و مي‌خواستيم به نوعي فرهنگ‌سازي كنيم و گروه‌هاي سني را به ديدن برنامه‌هاي مربوط به خودشان عادت دهيم.اين مقام آگاه گفت: اگر بتوانيم اين نكات تاريك جامعه را با چنين زباني به خانواده‌هاي ايراني منتقل كنيم، نه تنها ضرر ندارد بلكه به نفع جامعه هم مي‌باشد...
    
    خيلي‌ها بر اين باورند كه در اين مجموعه نبايد اين چنين به بحث رحم‌هاي جايگزين اشاره داشت و اما اين منبع آگاه نظر ديگري دارد... «اين مجموعه تنها به زوج‌هايي كه بچه‌دار نمي‌شوند، نمي‌پردازد اگر به بطن داستان توجه كنيد، مي‌بينيد كه در ساعت شني به موضوعاتي چون دختر فراري، اعتياد و همچنين آدم‌هايي كه جوانان ايراني را به ورطه نابودي مي‌كشاند سر و كار داريم.چه ايرادي دارد جواناني كه نسل آينده را مي‌سازند با چنين موضوعاتي آشنا شوند و زودتر به پيشگيري آن بپردازند تا بعدها مجبور نشوند به دنبال درمان بروند.از اين منبع آگاه مي‌پرسيم، اما عده‌اي عقيده دارند كه اين مجموعه به نكات تاريك جامعه مي‌پردازد، نظر شما چيست كه وي در پاسخ مي‌گويد: شما يك جعبه سيب را در نظر بگيريد كه يكي از سيب‌هاي آن فاسد و خراب است، اگر آن سيب را از جعبه بيرون نياوري، پس از مدتي تمامي سيب‌ها را فاسد خواهد كرد. به نظر شما وظيفه ماست كه اين سيب را شناسايي كنيم و از جعبه در بياوريم يا نه؟ اصلا به روي خودمان نياوريم كه سيب خرابي در آن جعبه قرار دارد. اين‌كه در مورد مسئله‌اي علم داشته باشيم و اطلاع‌رساني كنيم، مسلما بهتر است وي در پايان مي‌گويد: وارد شدن به اين مقوله يك شجاعتي مي‌خواهد كه مديران سازمان، اين شجاعت را علي‌رغم همه صحبت‌هايي كه ممكن است حول اين محور باشد، از خود نشان دادند و به نظر من در پله اول بسيار خوب عمل كردند، اين طبيعي است كه در گام اول دچارمشكلاتي خواهيم شد، اما مهم اين است كه پله اول را درست بسازيم، به نظر من مهم اين است كه اين داستان گفته شد. اين مقام آگاه گفت: در جريان آدم‌‌كشي افرادي چون بيجه و خفاش شب، اگر اطلاع‌رساني صورت نمي‌گرفت و مسئولان اين موضوع را به روي خود نمي‌آوردند بهتر بود، يا اين‌كه مردم را آگاه كرديم تا مراقب خود باشند و اين قضيه را در كنترل خود درآورند.
    به هر حال آنچه از مزاياي امر مشخص است، اين كه ساعت شني برخلاف شايعاتي كه در روزهاي اخير مبني بر توقيف آن بر سر زبان‌ها بود، همچنان بر روي آنتن خواهد رفت... در اين مجموعه بازيگران بنامي چون ژاله علو، رويا تيموريان، رويا نونهالي، بيژن امكانيان، داريوش ارجمند، كوروش تهامي، پوريا پورسرخ و... به كارگرداني بهرام بهراميان ايفاي نقش مي‌كنند.

منبع: مجله خانواده سبز   www.ksabz.net

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
 

 

گلاب آدينه» سريالش را كليد مي‌زند؛ 
 امين تارخ و برزو ارجمند؛ «خواستگاران» جديد


    
    
    
     امين تارخ و برزو ارجمند به عنوان بازيگران جديد به گروه ساخت مجموعه «خواستگاران» پيوسته‌اند تا اولين كار گلاب آدينه در مقام كارگردان به زودي آغاز شود.

 


    به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، امين تارخ به همراه برزو ارجمند براي بازي در سريال «خواستگاران» حاضر خواهند شد. اين سريال 50 نوع مختلف خواستگاري را به تصوير مي‌كشد و حدود 70 نفر از بازيگران با سابقه سينما و تلويزيون در اين سريال بازي مي‌كنند.
    اين مجموعه براي گروه خانواده شبكه يك ساخته مي‌شود و مجري طرح و تهيه كننده آن علي خودسياني است كه سرپرست گروه نويسندگان را هم بر عهده دارد.
    موضوع «خواستگاران» درباره خواستگاري در زمان و مكان‌هاي مختلف است.
    خواستگاران در 50 قسمت بيست دقيقه‌اي تهيه مي‌شود. گروه نويسندگان خواستگاران را كريم خودسياني، فريبا فتاحي، محمد نداف، پرستو شامحمدي، ندا روشنايي، سپيده شاه حسيني و مرجان قريشي تشكيل مي‌دهند
    ديگر عوامل «خواستگاران» عبارتند از: كارگردان تلويزيوني: مهدي مظلومي، برنامه‌ريز و مدير توليد: بهرام محمدي‌پور، طراح صحنه و لباس: امير بنايي، دستيار اول كارگردان، علي ملاقلي‌پور، ، روابط عمومي: علي بنكدار.

منبع: مجله خانواده سبز   www.ksabz.net 

 

  
    

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ
 
 
  چند تا عکس از سریال تلویزیونی "گل یا پوچ" تهیه کردم که البته کیفیت پایینی دارند.براتون می ذارم. امیدوارم که بابت کیفیت پایین تصاویر منو ببخشید.

 

لطفا برای دسترسی به همه عکسها روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ادامه مطلب ... | 
 
 
 

تصاویر حضور آقای داریوش ارجمند و خانم گوهر خیراندیش در نشست خبری فیلم سینمایی "قاعده بازی" رو براتون می ذارم. البته یک کم قدیمیه و امیدوارم منو بابت این تاخیر ببخشید.

لطفا برای دسترسی به همه عکسها روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.

  

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ادامه مطلب ... | 
 
 
     
 

pictofxt

Digital Classic Template

template id : TBF_007 template name : Digital Classic Template for Blog

arjmands-fanclub

مدیر وبلاگ

http://arjmands-fanclub.blogfa.com

..::طرفداران خانواده ارجمند::..

بازدیدکنندگان گرامی, از اینکه وقت می گذارید, اهمیت می دهید و لحظاتی رو در این وبلاگ مکث می کنید سپاسگذارم. اگر اشکالی در بالا آمدن وبلاگ یا لود شدن عکسها می بینید لطفا گزارش دهید. این مشکل مطمئنا از سرویس بلاگفا می باشد.
با سپاس: مدیر وبلاگ, تبسم ..::Welcome to Arjmands fan club::.. Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

tbf_007, TBF_007, digital, Digital Template, template, white template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب سفيد, ديجيتال كلاسيك, ديجيتال, قالب ديجيتال, قالب كلاسيك Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio Flashmate قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog